تبليغاتX
لحـــظـه گــم شــده


دلم میخواست

درون معبد هستی

بشر در گوشه محراب خواهش های جان افروز

نشسته در پس سجاده صد نقش

 حسرت های هستی سوز

بدستش خوشه پر بار تسبیح تمناهای رنگارنگ

نگاهی میکند سوی خدا از ارزو لبریز

بزاری از ته دل یک دلم میخواست میگوید!

شب و روزش دریغ رفته و ایکاش اینده است.

نوشـته شـده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 16:40 توسط الـهـــــام |


درباره وبلاگ


من الهـــــام متولد 64 این اولین تجربه منه امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادتون نره مرسی بای








نويسنده

الـهـــــام



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


وبلاگ های دوستان


.::<-اگه خوندي و لذت بردي نظر هم بده عزيزم->::.

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

© Copyright 2005, All Rights Reserved kiyansoft

  جستجو براي:       پيشرفته
ترجيحات